ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

276

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

( 443 ) سال چهار صد و چهل و سه بيان غارت سرق و جنگ در آنجا و بودن ملك رحيم در رامهرمز در محرم اين سال گروه بسيارى از اعراب و كردها گرد هم جمع شدند و قصد « سرق » را در خوزستان نمودند و آنجا و « دورق » را بباد نهب و غارت گرفتند ، سركردگان آنها مطارد بن منصور و مذكور بن نزار بودند . ملك رحيم سپاهى بدان ناحيت گسيل داشت و سپاهيان غارتگران را بين سرق و دورق بديدند و به جنگ با آنها پرداختند . در آن گير و دار مطارد كشته و پسرش اسير شد و كشتار بسيارى از آنها شد و تاراجگران آنچه را كه غارت كرده بودند از دست بدادند و بقيه‌شان با زشت‌ترين صورت از زخميها و غارتى كه فاتحان نمودند ، جان سالم بدر بردند . همين كه اين پيروزى ، ملك رحيم را مسلم گرديد از عسكر مكرم حركت كرده و به پل اربق پيشروى كرد . و بساسيرى و دبيس بن مزيد و غيرهما با وى بودند . از آن سوى امير ابا منصور ، فرمانرواى فارس و هزار اسب بن بنكير و منصور بن حسين اسدى و ديلميان و تركهائى كه با آنها همراه بودند از بهبهان به قصد گرفتن « تستر » ( شوشتر ) عزيمت نمودند ، ملك رحيم بر آنها پيشى جست ، و حائل بين خود و آنها شد ، و طلايع سپاهشان بهمرسيدند ، پيروزى سپاه رحيم را بود . پس از آن رويداد ، در اثر رفتن امير ابى منصور ابن ملك ابى كاليجار از شهر شيراز ، تب و لرز در سپاه هزار اسب افتاد و از پاى درآمدند و برگشتند و بسيارى از آنان رو به ملك رحيم نهادند و به دو پيوستند . او فوجى از لشكريان خود را به رامهرمز فرستاد . و در آنجا هواخواهان هزار اسب قرارگاه داشتند و آبادانيهاى آن ناحيت